وقتی بر می گردی خونه، وقتی ماشین گردی هات تموم میشه، وقتی فکر می کنی امروز بهت خوش گذشته، وقتی مادرت از این چیزی که الان شدی خوشحاله، وقتی می خوای افطار کنی، شاید یادت رفته باشه که یکی داره درد می کشه، گریه می کنه، و به خودش می پیچه. شاید یادت رفته باشه کسی بی تو آرزوی مرگ می کنه. وقتی بر می گردی خونه، و سعی می کنی اینترنتت رو چک نکنی که یادت بره که زندگی کسی به خاطر تو ویران شده. وقتی بر می گردی خونه و می بینی یه پیغام روی تلفن همراهته و سعی می کنی با نخوندنش به خودت بقبولونی که کاری که کردی فقط یه کار بچگونه بوده که تموم شده، وقتی تلفنت زنگ می خوره و بدون توجه به اینکه کسی اونور خط با یه قلب دردناک و چشم اشک آلود منتظرته شاید نخوای یادت بیاد که زندگی یک انسان، کسی که می دونی کمتر کسی می تونسته به اندازهی اون انسان باشه، به دست تو ویران شده. شاید نخوای یادت بیاد که بارها ازت خواهش کرده بوده که وارد زندگیش نشی و تو با هزار قول و قرار وارد زندگیش شدی، ویرانش کردی، تنهاش گذاشتی و ترکش کردی و اون بین زندگی و مرگ دست و پنجه نرم می کنه. شاید نخوای هیچکدوم از اینا یادت بیاد. شاید نخوای یادت بیاد به خاطر تو تمام توهین های خونوادهت رو تحمل کرده، و باز هم یک قدم از تو کنار نکشیده و تو به راحتی مثل یه کهنهی چرک بعد از استفاده دورش انداختی. یا شاید نخوای یادت بیاد که زنش بودی، باهاش خوابیدی و بهش گفتی همیشه بهش وفادار می مونی.
شاید وقتی سر سفرهی افطاری بهت می گن قبول باشه خیالت رو راحت کنی که خدات دوستت داره و قبول شدی و سعی کنی فراموش کنی براش به خدا قسم خوردی که مردت رو تنها نمی ذاری. و اون هنوز تنهاست، شاید سعی کنی یادت نیاد اون بهت گفته همیشه منتظرت می مونه، هیچوقت با زن دیگهای نمی خوابه جز تو، با اینکه دوست داره زن داشته باشه، از هیچ کس دیگه بچهای نخواهد داشت به جز تو، با اینکه می دونی چفدر بچه دوست داره و چه پدر بی نظیری می تونه باشه. خانوادهای نخواهد داشت جز تو، با اینکه عاشق خونواده داشتنه.
می تونی تو سایهی دلداری های مادر و پدر و دوست و مشاور و ... فراموش کنی که داری به کسی خیانت می کنی و لحظه به لحظه زندگیش رو ویرانتر و ویرانتر می کنی تا به قهقرای مرگ نزدیک بشه. می تونی سعی کنی همهی این چیزها رو فراموش کنی ولی هیچکدوم دلیل نمیشه که این چیزها وجود ندارن. اینجا کسی هست، کسی که می خواسته و می تونسته بهترین بشه و تو از بینش بردی و می بری. کسی که آرزو می کنه کاش می کشتیش به جای اینکه تنها بزاریش. کسی که تو هنوز نشناختیش و نمی دونی وقتی گفت پای تو زندگیش رو میده حتما اینکار رو می کنه.
شاید بخوای فراموش کنی، بخوای خودخواه باشی، بخوای توجیه کنی ولی واقعیت اینه که اینجا کسی است پنهان ....









